كد ساعت و تاريخ

مجذوبان نور
مطالب در مورد فرقه دراویش
خانقاه به جای مسجد!!!!!!
نوشته شده توسط tttt در ساعت 17:45

    مسجد                یا                 خانقاه  

                                                                 

از همان طلوع خورشید اسلام همواره مسجد به عنوان محل تجمع عبادی و سیاسی مسلمانان از جایگاه و تقدس ویژه‏ای برخوردار بوده و در قرآن کریم توصیه‏های زیادی در باره آن شده است. اولین اقدام پیامبر(ص) پس از ورود به مدینه بنای مسجد بود و همواره در دوران حیات پر برکتشان بر ساخت، تعمیر و آبادانی و رونق آن سفارش می‏کردند.
اما بر خلاف توصیه و تأکید قرآن کریم و سیره رسول خدا(ص) و امامان معصوم علیهم السلام، بینش و گرایش صوفیان دوری از این مکان سیاسی و عبادی مقدس است.
در واقع آنان در یک حرکت بدعتگرایانه مکانی به نام خانقاه (زاویه، رباط، لنگر و...) برپا نموده و صف خود را از مسلمانان جدا کردند.


خانقاه معرب خانگاه محل زندگی و تجمع صوفیان است و برخی گویند، نخستین بار امیری نصرانی در رمله شام آن را برای صوفیان ساخت. (سجادی، سید ضیاءالدین، مقدمه‏ای بر مبانی عرفان و تصوف، سمت، قم، ۱۳۷۲ ص 258)
اما استاد جلال‏الدین همایی احتمال می‏دهد دو اصل در بنای خانقاه نقش دارند یکی شباهت به اصحاب صفه و دیگری دعوت و تبلیغ و اجتماعاتی که لازمه تحزب و فرقه‏بندی است و در ادامه بیان می‏دارد چون ریشه واژه فارسی است ایرانیان پایه‏گذار آن بوده‏اند(همایی، جلال‏الدین، تاریخ تصوف در اسلام، چ ۳، ستاره، تهران ۱۳۷۴. 110-111)

 


 اوج‏گیری ساخت خانقاه در قرن هفتم و هشتم بود که همین امر در کنار عوامل دیگر سبب افول و زوال تمدن دین جهانی اسلامی شد. خانقاه هم از نظر معماری و هم از نظر تزیینهای داخلی وکارکرد نیز با مسجد تفاوتهای بنیادین دارد.
طرح داخلی آن شامل خانه‏ای برای قطب و مرشد، محلی برای عبادت و جایی نیز به مجلس وعظ و اجتماع اختصاص دارد و از نظر کاشی کاری و تزئینات نام بزرگان صوفیه و اشعار عرفانی بر آنان نوشته شده است و نام آن معمولا به نام شیخ و قطب یا به نام محل و ناحیه خوانده می‏شود. (سجادی، سید ضیاءالدین، مقدمه‏ای بر مبانی عرفان و تصوف، سمت، قم، ۱۳۷۲ ص 8 -257).

 



:: برچسب‌ها: مسجد, خانقاه, دراویش گنابادی, حسینیه, خانگاه
پرداخت یک دهم درآمد سالانه به قطب گنابادیه یا نماینده قطب -که به جای خمس و زکات در اسلام است.
نوشته شده توسط tttt در ساعت 17:12
تا عصر نور علیشاه اصفهانی از روسای فرقه نعمة اللّهی صحبتی از عشریه در مقابل خمس نبوده است، بلکه دستور به پرداخت خمس و زکات داده اند. (1)
لکن از زمان ملاسلطان گنابادی بنابراین نهاده شد که اتباع فرقه ده یک از درآمد خویش را به عنوان عشریه به رئیس فرقه بپردازند. چنان که شیخ عباسعلی کیوان قزوینی - منصور علی شاه - می نویسد: «بعد از تشرف از هر دایی که داخل تازه کند و چیزی به او عاید شود چه ربح کاسبی چه اجاره املاک و چه حقوق دیوانی و حق البهاله و چه گدایی و چه هدایا و چه ارث و پیدا کردن چیزی در جائی اعم از جزئی و کلی و از گنج و گم شده و از جماد و حیوان، باید ده یک آن را بدهد به قطب تا باقی بر او حلال شود و الا همه بر او حرام است، زیرا مرید مالک مالی نمی شود». (2)
این دستور اکید بنابر گفته ملاسلطان گنابادی است که در پاسخ سؤال حاج عبدالهادی نامی از صوفیان خود می نویسد: «یک عشر از ارباح مکاسب و زراعات داده شود مغنی زکوة زکوی و از خمس خواهد بود» (3) از نوشته ملاسلطان گنابادی به این نتیجه می رسیم که «عشریه» اگر پرداخت گردد، کفایت از «خمس» می نماید و دیگر خمس بر ذمه کسی که عشریه پرداخت نموده نیست.
و همین طور شیخ محمد حسن صفی علیشاه می گوید: «هر کس مال دارد عشر مال خود را به مستحقین اهل طریقت بدهد که در همان بلد می باشند از فقرای نعمة اللّهی و بر فقرای غیر نعمة اللّهی چیزی ندهند، بلکه خیرات غیر از عشر را هم بر آنها مبذول دارند» (4) وقتی درباره احکام «عشر» در مقابل خمس از صفی علیشاه سؤال می کنند: «کسی که عشر می دهد آیا زکوة و خمس هم باید بدهد یا نه؟» در جواب می گوید: «در صورت اول عیبی ندارد و در صورت دوم بدعت است» (5) علاوه بر این که عشریه را مکفی از خمس دانسته، پرداخت خمس را بدعت می داند.

 

نص قرآن و سنت پیرامون عشریه

 حکم شرعی احکام فرعی یا به طور واضح و صریح در قرآن بیان گردیده از قبیل نکاح، طلاق یا اگر به طور صریح عنوان شده لکن جامع و کافی نیست در روایات به طور تکمیلی آن مسائل پیگیری گردیده است، مانند «نماز» و «زکوة» و «خمس» که اساس حکم در قرآن آمده است، لکن جزئیات آن از قبیل رکعات نماز در اوقات معینه، رکوع و سجود، تشهد و سلام و ... یا در مورد زکوة میزان پرداخت چیزی که به آن زکوة تعلق می گیرد و یا نحوه پرداخت خمس و احکام پیرامون آن در روایاتی که از ناحیه مقدسه رسول خدا و ائمه طاهرین مطرح شده است.
قرآن در زمینه خمس می فرماید: «فان لله خمسه و للرسول و لذی القربی و الیتامی و المساکین و ابن السبیل» (6).



:: برچسب‌ها: عشریه, خمس, نور علیشاه, صفی علیشاه, کیوان قزوینی
سید حسین نصر،شهرام پازوکی و اسلام ناب آمریکایی
نوشته شده توسط tttt در ساعت 16:50

شهرام پازوکی عضو فعال فرقه صوفیه گنابادی سال 1387 در میزگرد نصر،تصوف و عقلانیت مدعی شد که اسلام در عصر جدید به دست هانری کربن و سید حسین نصر به جهانیان معرفی شده است.

او می گوید: اغراق نیست بگوییم که در عصر جدید، دو نفر یعنی دکتر نصر و هانری کربن بودند که اسلام را به جهانیان معرفی کردند.

از دید جناب آقای پازوکی قطعا امثال سید حسین نصر معرفان اصلی اسلام به جهانیان در عصر کنونی هستند اما کدام اسلام؟

اسلام آقای نصر اسلام پلورالیستی صوفیانه است که در آن اسلام نوکری غرب و شرق و خدمت به آمریکای جنایتکار افتخار است.

 

 

ادامه...



:: برچسب‌ها: سید حسین نصر, شهرام پازوکی, ولی نصر, فرح پهلوی, امام خمینی
آیت الله علوی گرگانی:گوش دادن سخنان قطب دراویش جایز نیست.
نوشته شده توسط tttt در ساعت 16:17

آیت الله علوی گرگانی از مراجع عظام تقلید در پاسخ به استفتا یکی از مقلیدین خود گوش دادن سخنرانی تابنده قطب دراویش گنابادی را حرام دانست.

آیت الله علوی گرگانی:گوش دادن سخنان قطب دراویش جایز نیست

 
متن استفتاء  خطاب به مرجع عالیقدر حضرت آیت الله علوی گرگانی به شرح زیر است: محضرمبارک مرجع عالیقدر حضرت آیت الله علوی گرگانی سلام علیکم اینجانب مقلد حضرتعالی هستم و در مسائل شریعتی از رساله عملیه و فرمایشات شما  کمک میگیرم  و تا جای که برایم مقدور است واجبات را انجام میدهم و محرمات را ترک میکنم. باتوجه به علاقه شدید بنده به مسائل عرفانی و سیروسلوک با راهنمایی یکی از دوستان با گروهی از صوفیه با نام فرقه صوفیه گنابادیه با قطبیت جناب آقای نورعلی تابنده آشنا شدم. این گروه ادعا دارند در مسائل طریقتی از آنها تقلید کنم و در مسائل شریعتی از مراجع تقلید پیروی کنم. اکنون مدتی است که در جلسات این گروه شرکت می کنم و در مسائل طریقتی از آنها پیروی میکنم ولی با صحبت یکی از دوستان و بیان بعضی از انحرافات این گروه دچار تردید شده ام به همین خاطر بهترین راه، سوال و کسب تکلیف از حضرتعالی  یافتم تا به نحوی حجت بر من تمام شود و دیگر تردیدی باقی نماند.
 
ادامه مطلب را بخوانید.



:: برچسب‌ها: علوی گرکانی, عرفان, عرفانی, 110, 121
انقطاع در سلسله اقطاب نعمت اللهیه
نوشته شده توسط tttt در ساعت 4:29
قطب در فرقه‌های صوفیه از جایگاه رفیعی برخوردار است تا جایی که صوفیه معتقدند تعیین قطب باید یدا بید و بوسیله قطب قبلی و نیز با اجازه کتبی وی صورت گیرد. اما برخی مواقع این اصل مهم و انکار ناشدنی نزد صوفیه به بوته فراموشی سپرده می‌شود؛ چرا که با زیر پا گذاشتن این اصل، اعتبار سلسله‌های صوفیه زیر سوال می‌رود و مورد طعن واقع می‌شوند.
از مواردی که این اصل نادیده شده و زیر پا گذاشته شده است، محققان تصوف شناس مطرح کرده اند. ایشان که به دور از هر تعصب خشک و  غرض به مسائل صوفیه می‌پردازند، به ادامه آنچه نسبت به این مقطع تصوف نعمت اللهی مطرح بود اشاره داشته‌اند و از گزارش‌های موجود که با تحریف و تحذیف در دسترس است استنباط کرده اند ارتباط نعمت اللهیه ایران با شاخه اصلی آن در هندوستان بر اثر اقدام خودسرانه معصوم علیشاه به واسطه تعیین قطب در ایران قطع شده است.

:: برچسب‌ها: سلسله نعمت اللهی, نعمت اللهیه, شاه علیرضا دکنی, مسعود همایونی, مسعودهمایونی
نقد و اشکال بر کتاب عوالی اللئالی ابن ابی جمهور
نوشته شده توسط tttt در ساعت 4:17
صوفیان متأخر برای توجیه بدعت‌ها و انحرافاتشان در دین به اسباب فراوانی متمسک شده‌اند. روزی علمای بزرگ شیعه را از پیروان و هم مسلکان خود بر شمرده‌اند و روز دیگر از کتب غیر معتبر در نقل احادیث مجعول بهره گرفته‌اند. برای مثال ملاسلطان گنابادی روایتی را در تایید تصوف نقل می‌کند که در معارضه با روایات ذم و رد صوفیه، سراپای آن از جعلی بودنش گواهی می‌دهد. وی نقل کرده که، رسول خدا فرموده‌اند: «من سّره ان یجلس مع الله فلیجلس مع اهل التصوف»[۱] کسی که از همنشینی با خدا خوشحال می‌شود باید با اهل تصوف همنشینی کند. بررسی این روایت از چند جهت ممکن است.

:: برچسب‌ها: عوالی اللئالی, ملا سلطان گنابادی, ملاسلطان گنابادی, گنابادی, شرح نهج البلاغه
ابوالقاسم گورکانی، از قائلین به اعتذار ابلیس
نوشته شده توسط tttt در ساعت 4:1
بزرگان تصوف گرچه متأدب به برخی آداب عامه پسند بوده‎اند، امّا چون مسیر را بر خلاف دستورات الهی طی کرده اند، طبعات این مسیر اشتباه مرتباً گریبان‌گیر ایشان بوده است. مسیر صحیح در اصول و فروع دین مقدس اسلام، مسیر اهل بیت و خاندان وحی علیهم السلام بوده و بس. جز این طریق نورانی، مابقی طرق جز ظلمت و تاریکی نیست و هر کس که فکر می‌کند در ظلمات وهم، مسیر پر اضطراب و پر چاله را به سلامت طی می‎کند و به تعالی می‌رسد، تأسی از شیطان کرده و با او هم آوا و همنشین و همسفر گردیده است. این نص کلام رسول اکرم صلی الله علیه وآله است که فرمود: «إِنِّی تَارِکٌ فِیکُمُ الثَّقَلَیْنِ مَا إِنْ تَمَسَّکْتُمْ بِهِمَا لَنْ تَضِلُّوا، کِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِی؛ أَهْلَ بَیْتِی وَ إِنَّهُمَا لَنْ یَفْتَرِقَا حَتَّى یَرِدَا عَلَیَّ الْحَوْضَ» همانا من در بین شما دو چیز گران بها را به یادگار گذاشتم که تا زمانی که متمسک به آن دو باشید هرگز گمراه نخواهید شد، قرآن و خاندان من جدا از يكديگر نخواهند تا آن هنگام كه در كنار حوض مرا ملاقات نمايند. [۱]

:: برچسب‌ها: ابوالقاسم گورکانی, حدیث ثقلین, قرآن کریم, احمد غزالی, عین القضات همدانی
تاثير مسيحيت بر تصوف
نوشته شده توسط tttt در ساعت 3:49
                                             

 

 

                           تصوف و مسیحیت

 

همان‌طوری که می‌دانیم، عالمان دین پژوه در زمینه پیدایش تصوف گمانه‌هایی زده‌اند مبنی بر اینکه پیدایش این فرقه به چه نحوی بوده است، عدّه‌ای گفته‌اند تصوف چیزی نیست جز تاثیر گرفتن صوفیان از آداب و رسوم رهبانان مسیحی. در این نوشته سعی بر آن داریم که به چگونگی تاثیر آداب و رسوم مسیحیت بر تصوف و برخی از علت‌های آن بپردازیم.....



:: برچسب‌ها: مسیحیت, مسیحی, صوفیه, دراویش, درویش
نه دنيا نه آخرت
نوشته شده توسط tttt در ساعت 3:34

انسانها در تقسيم بندي دنيا و آخرت از چهار گروه بيرون نيستند:۱- طالبان دنيا ۲- طالبان آخرت ۳- طالبان دنيا و آخرت ۴- نه خواهان دنيا نه آخرت
از ميان اين چهار گروه، گروه چهارم را هم خدا هم پيامبران و امامان و هم عقلاي جهان محکوم مي کنند، زيرا اين گروه در واقع بي هدف بوده، به حيوانات بيشتر شباهت دارند تا به انسانها.

در اين ميان برخي از فرقه هاي صوفيه يا اشخاص برجسته آن پيرو گروه چهارم بوده و براي مشروعيت اعتقاد خود، معصومين عليهم السلام را نيز محکوم به اين اعتقاد مي دانند و با تحريف و عوام فريبي سعي بر آن دارند که سخنان بزرگان دين را به نفع خود توجيه کنند.

 



:: برچسب‌ها: آخرت, دعای کمیل, میرزای شیرازی دوم, مجذوب علیشاه, امام خمینی
بیان آیت الله سید احمد خاتمی درباره اشعار حافظ و امام(ره)
نوشته شده توسط tttt در ساعت 23:59

                                                                                                                        

حضرت آیت الله سید احمد خاتمی در درس روز یازدهم مهر ماه 92 در ضمن بیان تفاوت جنس دعا و استغفار امامان معصوم از غیر امامان معصوم (ع) این مقدمه را بیان فرمودند که :

اصولاً در تفسیر کلمات هر کس، (امامان معصوم، غیر امامان معصوم) باید ادبیاتش را شناخت، و با ادبیات خودش حرفش را تفسیر نمود . بنا بر این تفسیر دیوان حافظ که یک انسان هنر مند است و یک دوره تفسیر قرآن دیده و خواسته اشعارش را با عطر قرآن معطر کند ، باید ادبیات او را شناخت .

وقتی او می گوید :

                  شنیدم رهروی در سرزمینی          همی گفت این معما با قرینی

          که ای صوفی شراب آنگه شود صاف          که در شیشه بماند اربعینی

 

کسی که مفسر قرآن بوده چه کارش به شراب و پیاله؟ ادبیات او ادبیات تشبیه معقول به محسوس است و تشبیه به اربعین یعنی بنده خدا بودن.

یا ادبیات امام خمینی (ره) :

من به خال لبت ای دوست گرفتار شدم      چشم بیمار تو را دیدم و بیمار شدم

تا میرسد به آنجا که می فرمایند : که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم

از سوء استفاده هایی که صوفی ها دارند می گویند امام (ره) به دلیل این حرف ها درویش بوده . این ناشی از نشناختن ادبیات امام است ؛  "که من از مسجد و از مدرسه بیزار شدم"معنایش بیزاری ظاهری نیست، معنایش صفای امام به مسجد و مدرسه است که می خواهند بگویند : مسجد و مدرسه ما را به آن هدف رسانده است.

"مقصود تویی خانه و بتخانه بهانه "

...........................



:: برچسب‌ها: سیداحمد خاتمی, سید احمد خاتمی, سیداحمدخاتمی, سید احمدخاتمی, خاتمی



عاشقانه قالب وبلاگ